به نام پدر و پسر و روحالقدس. آمین
پس از ساعتهای عذاب، مریم معذر با سنت فرانسیس آسیسی ظاهر میشود. سنت فرانسیس آسیسی که لباس قهوهای پوشیده است و برگشتگی است، کتابی در دست دارد
مریم معذر: ستایش به پسرم عیسی باشد!
آنری: تا ابد ستایش شود!
مریم معذر: فرزندان محبوب، من از بیاحترامی که پیام مرا دریافت میکنید و حدسهای بیش از اندازه دربارهٔ تاریخها و نشانهها نگرانم؛ پیشگوییها به شما داده شده تا هشدار دهند و آماده سازند. دعوت میکنم که کمک مرا رد نکنید. شیطان کار میکند تا شمای تسلیم شوید، تا برنامه مرا رها کنید
سنت فرانسیس کتاب را باز میکند و این بیت را میبینم: «با ما بمانید زیرا شب نزدیک است» (لوقا ۲۴:۱۳-۳۵)
مریم معذر: پسرم عیسی مرو فرستاده تا به شمای هشدار دهد که اگر در پاسخ او با دقت و سخاوت دل به این آخرین و نهایی ظاهر شدن جهانی پیوند نخورید، دیگر نخواهم آمد. روزهای آینده را شدیداً بگذارید که شما را به ۱۸ مارس برساند
نماز کنید؛ انقلاب بهار در نیمکره جنوبی نشان خواهد داد که تنشها آرام نمی�ایدهد. چیده شدن جغرافیایی سیاسی علامت افزایش تنشها است، باعث دخالت قدرتهای بزرگ میشود. سنت فرانسیس آسیسی صفحه دیگری از کتابی را باز میکند که در دست دارد؛ تاریخ ۲۰ مارس با عنوان نوروز (سال نو ایرانی)؛ عید فطر، شبهای ۱۹ تا ۲۰ مارس
خداوند: رنج میکشم؛ دل من از دیدن شما در حال فرار به سوی یک شیب تند خونین است. با وجود اشکهایم، شما از ساعت انتخاب و تصمیمگیری گریختهاید. راه آسانتر را ترجیح داده و دست بازتوانده شده را رد کردهاید. کمپاین ایران در شام باعث خسارات اقتصادی جهانی شدهاست که البته نمی�بره میتوانست طمع دو نیرو هماهنگ کننده را کنترل کند.
سنت فرانسیس آسیزی صفحه کتاب را برگرداند و من نوشتههای قرمزی مثل عملیات نظامی، محاصره، تهاجمات، فورموزا، بحرانها را مشاهده کردم.
خداوند: در فاصله از دریای زرد تا دریاهای چین جنوبی، ناوگانهایی عظیم برای بحرانی آماده میشوند. در دریای شرق چین، با تشکیل یک شکل هندسی سازمانیافته، قایقهای ماهیگیری جمع شدهاند. سنت فرانسیس آسیزی صفحه را برگرداند و به من تصویر نشان داد. این نقشهای بود. من دریاهای شرقی چین و قایقهایی که روی دریا مستطیل نامنظمی میسازند را مشاهده کردم.
خداوند: فرزندان عزیزم، با رد کردنهای شما خودتان را محکوم به رد نجات کردهاید که از پسرم یسوع برای آوردنش آمدهام. عشق من به شما بدون توقف توسط بیتوجهی، سکوت، فاصله و سخت شدن دلها زخمی میشود.
برکتیافته مریم مقدس دستهای خود را با هم ترکیب کرد.
خداوند: اگر فقط به من گوش دادهبودید.
برکتیافته مریم مقدس چشمهایش را به آسمان بلند کرده و سپس بستهاست.
و، پس از باز کردن آنها دوباره:
مادونا ما: من به عنوان مریم تعمیری، مادر و ملکه اراده الهی آمدهام تا شما را هدایت کنم، زیرا بشریت در شب فردگرایی غرق شدهاست. اگر نماز نکنید، نور نمی喚د از تاریکی این دهه برخاست.
مریم مقدس دستهای خود را به هم میبندد.
مادونا ما: یک فریاد است، پسر من. بشریت در شر غرق شدهاست. این فریادی از مادر، پسر من.
مریم مقدس به سکوت میپردازد. فرانسیسکوس آسیزی کتاب را بسته و زانو زده و زمین را بوسیده است. من مانند فرانسیسکوس آسیزی عمل کردهام.
مادونا ما: ساعت رسیدهاست. و با وجود فریادی که شما پاسخ ندادید! دیگر به من نمی�نگارید، و همه در جنگی کشانده میشوید که توسط وحشیها طراحی شدهاست. آسمان بسته خواهد شد زیرا شما قادر نبودید پیشنهاد دادهشده را پذیرفت.
مریم مقدس با چشمهای پر از اشک به سمت شرق نگاه کرده و فرانسیسکوس آسیزی نیز در همان جهت نگریسته است. من زخمهایش را میبینم.
مادونا ما: تشکر میکنم که پاسخ دادید به فراخوان من. سلام...
در لحظهای که مریم مقدس کلمه «سلام» را بیان کرد، ناپدید شد و فرانسیسکوس آسیزی نیز پس از او رفتند، و تمام بینیانها روبرو میشود تا قلبم در غم عمیق فرو ریزد.
به نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین.
منابع: